دلتنگم...نه دلتنگ تو....دلتنگ اینکه یه روز هوامو داشتی....!دلتنگ اینکه هر لحظه به یادم بودی....!دلتنگ هر دقیقه شنیدن صدات....!دلتنگ تاصبح بیدار موندنت.فقط واس اینکه دل مگرفته....!دلتنگ اینکه اسممو سوالی صدا کنی...!دیدی ؟ من که دلتنگ تو نیستم........
برچسب:
نویسنده: باران خلیلی
دلم بچگیمو میخواد !!!
پاهای شنی ... دستای کاکائویی !دلم میخواد وقتی بلال میخورم کل صورتم ذغالی شه !100 بار یه سرسره ی یه متری رو برمو بازم خسته نشم !چایی رو با 10 تا قند بخورم !ﺑبستنی و پفکو لواشکو با هم بخورم !سر چیزای مسخره انقدر بخندم که بیوفتم ک
برچسب:
نویسنده: باران خلیلی
امروز تو از من دوری...خیلی دور...آنقدر که خیال هم به تو نمی رسد...
باد می وزد و به درختان کوچه طعنه میزند...
انگار می داند که ما رفته ایم و هر یک با سرنوشتی پیوند خورده ایم..
صدایی می آید...صدای خنده بچه ها...که از دور می آیند تا برای فردای این کوچه خاطره بسازند...
برچسب:
نویسنده: باران خلیلی